عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

952

زبدة التواريخ ( فارسى )

شد كه عزيمت بلاد روم دارد . امرا و نوييان كه حاضر بودند در آن مجلس اظهار آن نكردند ، امّا چون بيرون آمدند با هم مطارحه كردند و گفتند روم مملكتى عريض است و لشكرى بسيار مستعدّ در آنجا هست و ما مدّت سه سال شد كه از خانه بيرون آمده‌ايم اگر اين لشكر به روم رود معلوم نيست كه مآل حال ايشان به كجا رسد صلاح آن است كه به بندگى حضرت بازنمايند و هريك را آنچه به « [ 1 ] » خاطر مىآيد به عرض رسانند . آخر بر آن اتّفاق كردند « [ 2 ] » كه شمس الدّين الماليغى را سخن گيرانيده پيش بندگى حضرت فرستادند تا از زبان امرا عرضه داشت كه حالا به سر روم رفتن مصلحت نمىنمايد و هر يك بر آنچه مصلحت ديده بودند بازگفت و بعد از آن عرضه داشت « [ 3 ] » كه اهل نجوم خبر داده‌اند كه نكبت لشكر چغتاى حاشالدولتهم از يورش روم خواهد بود باقى حكم و فرمان بندگى حضرت راست . چون حضرت صاحب قرانى اين حكايت ناملايم بشنود متألّم شد و دليل و موجب اين معنى از او استفسار نمود او از جواب فروماند . امير جلال اسلام زانو زده عرضه داشت كه اگر بندگى حضرت صلاح « [ 4 ] » فرمايد اين يك يورش را بر خلاف رأى امرا و اختيار منجّمان كه اين حكم كرده‌اند بكنم و امّيد به تأييد الهى و خاصيّت دولت قاهره آن است كه هم روم فتح گردد و هم ايلدرم بايزيد كه حاكم ايشان است به قيد تسخير درآيد از آنكه نخوت و تكبّر او از حدّ گذشته و وقت زوال دولت [ 220 - ب ] او رسيده است . حضرت صاحب قرانى مولانا شهاب الدّين عبد اللّه لسان را طلب كرد و گفت از روى نجوم به‌طريق نظر و دليل آنچه پيش تو روشن شده است هيچ بازمگير و بگوى . مولانا مشار اليه گفت تقويمى كه امسال نبشته‌ام به عزّ « [ 5 ] » عرض رسانيده‌ام و آنچه غايت احتياط بوده است در دلايل آن كرده و احكام نبشته و طالع آن دولت در غايت قوّت است و از آن مخالفان در غايت ضعف ، و در آن ايّام ذوذؤابة « 1 » پيدا شده بود در برج حمل چنان كه هر نماز « [ 6 ] » شام تا به غروب شفق و بعد از آن نيز از جانب مغرب ظاهر بود و

--> ( [ 1 ] ) - ت : در . ( [ 2 ] ) - ت : نمودند . ( [ 3 ] ) - ل و ت : داشتند . ( [ 4 ] ) - ت : صالح . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : نماز به . ( 1 ) ذوذؤابة : دنباله‌دار ( دهخدا ) .